محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )

64

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )

فاقبل الَّلهُم لاتباعة * انْ كانَ اثمٌ فعلى قُضاعة بنابراين ، غوث بن اخزم متولى اجازه‌دارى عرفه شد و پس از او فرزندانش در زمان جرهمىها و خزاعه بدين منصب رسيدند تا سرانجام منقرض شدند . از آن پس ، اين مقام در زمان قريش و در دورهء قُصَىّ ، به خاندان عدوان بن عمرو بن قيس بن عيلان بن مُضَر رسيد و از خاندان عدوان به فرزندان زيد بن عدوان منتقل شد كه به ترتيب ، اين مقام را به ارث مىبردند تا دوره و عهد اسلام فرا رسيد و ابوسيارهء عدوانى ، كه همان عمير اعزل بن خالد بن سعيد بن الحارث بن زيد بن عدوان باشد ، متصدى اين مقام شد . « 1 » آن چه در اين خبر شگفت به نظر مىرسد ، چند مطلب است ؛ از جمله اين كه بنا بر اين نقل صوفه بايد از قحطانىها باشد ؛ زيرا « مازن » كه در نسب اخزم به آن اشاره شد ، همان ريش‌سفيد طايفهء غسان ازد است كه با سين ؛ يعنى اسد هم گفته‌اند و نام اسد ، همان « دار » است و بنا بر آن چه حازمى در كتاب خود « العجاله » برشمرده است ؛ به او دار بن غوث بن نبت بن مالك بن ادَدْ بن زيد بن كهلان بن سبأ بن يشجب بن يَعْرُب بن قحطان مىگويند در سيرهء ابن‌اسحاق ، تهذيب ابن هشام نيز با همين نسب نام او را ديده‌ام . « 2 » با اين تفاوت كه نامى از ادَد بن مالك و زيد بن كهلان در آن نديدم . بنا بر آن چه ابن‌اسحاق و ديگران ذكر كرده‌اند ، صوفه از خاندان مضر مىباشد . فاكهى در اين باره حديثى از عايشه با اين سلسله اسناد نقل كرده است : عبداللَّه بن ابوسلمه از عبدالعزيز بن عمر فهرى از عبدالرحمن بن عبدالعزيز از عبداللَّه بن ابوبكر بن عمرو بن حزم از عمره و او از عايشه نقل كرده كه گفت : اجازهء حج مردم در عرفه ، در ولايت جرهمىها ، به كسانى از پسران مُضَر بن نزار ، از فرزندان اسماعيل تعلق داشت و از خاندان مضر اين مقام برعهدهء غوث بن مرّ بن ادَد بن طابخة بن خندف بن مُضَر بن نزار و فرزندان وى ، پس از او بود . و به غوث و فرزندانش « صوفه » مىگفتند و آنها اجازه‌دار

--> ( 1 ) . اخبار مكه ، ج 1 ، صص 7 - 186 . ( 2 ) . تهذيب سيرهء ابن هشام ، ص 18 .